سام نوری ، بیوگرافی سام نوری

بیوگرافی و عکسهای سام نوری خواهر زاده محمدعلی فردین و بازیگر سریال در حاشیه به همراه عکسهای سام نوری و مادرش جمیله را ببینید.

بیوگرافی و عکسهای سام نوری خواهر زاده فردین

  • نام:سام
  • نام خانوادگی: نوری
  • تاریخ تولد:1350/6/21
  • محل تولد: تهران
  • حرفه:بازیگر
  • سال های فعالیت:شروع فعالیت از سال1387 با مهران مدیری
------------------------------------------------------------------------------------------------

زندگینامه سام نوری

خانواده

سام نوری 21 شهریور 1350 در شهر تهران به دنیا آمد. پدر او حسین نوری قهرمان پیشین تیم ملی کشتی ایران و مادرش جمیله فردین بازیگر و خواهر محمد علی فردین میباشد. نوری کار بازیگری خود را به طور رسمی در سال 88 و با مرد هزارچهره شروع کرد.

بیوگرافی سام نوری

جمیله مادر سام نوری و محمد علی فردین

کودکی

در دوران کودکی به فراگیری موسیقی و نواختن پیانو نزد اساتید مختلف پرداخت و از همان زمان به آموختن زبان های انگلیسی و فرانسه اهتمام ورزید.

تحصیل در خارج از کشور

در سن 12 سالگی به منظور بهبود فرآیند زیان آموزی و سپس گذراندن مقاطع تحصیلی بالاتر، راهی پاریس شد. ره آورد این سفر 20 ساله، تسلط بر زبان های انگلیسی، فرانسه، آلمانی، ایتالیایی و فارغ التحصیلی از دانشگاه های آلمان و فرانسه در 3 رشته ی مدیریت بین الملل با تمرکز بر اصول مذاکره، الکترونیک و بازاریابی است.

ازدواج همسر سام نوری

تاکنون خبری از وضعیت تاهل سام نوری منتشر نشده، ولی برخی سایت ها این عکس را به عنوان همسر سام نوری معرفی میکنند که صحت ندارد.

سام نوری در رستوران

سام نوری در رستوران

فعالیت حرفه ای

نحوی ورود به بازیگری

سام نوری درباره نحوه ورود خود به عرصه بازیگری می گوید:«من و علیرضا عصار از دوستان قدیمی هستیم و از طریق وی با آقای مدیری آشنا شدم تا اینکه به پیشنهاد ایشان در «مرد دو هزار چهره» برای نخستین بار جلوی دوربین رفتم. البته من حدود 21 سال در ایران نبودم و در بازگشت به کشور، این آشنایی صورت گرفت. هر چند مادرم خانم فاطمه نوری هم در زمینه بازیگری فعالیت دارند و در کل از کودکی در خانواده ای هنرمند پرورش یافته ام. مرحوم دایی ام زمانی که بازی می کردند من کودک بودم و از تماشای کارهای او لذت می بردم. گرچه به دلیل سن کم، خاطره چندانی از آن مرحوم ندارم».

سام نوری و مهران مدیری

سام نوری و مهران مدیری

فعالیت در مدلینگ

پدر بزرگش علی فردین از بازیگران پیش کسوت تئاتر، دایی بزرگ او محمد علی فردین بازیگر و کارگردان سرشناس ایران، دایی دیگر وی عباس فردین شاعر و نوازنده ی سازهای بادی در ارکستر فیلارمونیک تهران و مادرش جمیله فردین بازیگر سینما، تلوزیون و تئاتر بودند. بنابراین در تمام دوران کودکی و تحصیل، تحت تأثیر فضای خانوادگی و زندگی در مهد فرهنگ و هنر اروپا، تئاتر و سینمای جهان را با جدیت پیگیری نموده و از 20 سالگی به عنوان تجربه های جانبی در ایران و فرانسه برای چندین شرکت مد به عنوان مدل فعالیت کرده است. درست از همان زمان، با توجه به چهره، استایل مناسب و متفاوت و نیز استعداد و آگاهیش از هنر روز دنیا، پیشنهادهای متعدد بازیگری برای وی در سینما و تئاتر ایران آغاز شد. ولی او ادامه ی فعالیت در زمینه های فنی و تولیدی را ترجیح داد، تا این که سال 1387 برای ایفای نقش در سریال تلوزیونی مرد دو هزار چهره، توسط مهران مدیری انتخاب شد و بدین صورت وارد عرصه ی بازیگری گردید.

 سام نوری و مهران مدیری

 سام نوری و مهران مدیری در نهنگ عنبر

فیلم شناسی سام نوری

سینمایی

  • نهنگ عنبر(سامان مقدم1394)
  • نیمکت (فلورا سام 1395)
  • لابی (فیلم) (محمد پرویزی 1395)
  • تلویزیونی و شبکه نمایش خانگی
  • دیواربه دیوار 2 (1397)
  • شهرزاد 3 (1396)
  • شهرزاد 2 (1396- 1395)
  • دیواربه دیوار (1396- 1395)
  • شهرزاد (1395 - 1394)
  • در حاشیه (1394)
  • عطسه (1394)
  • شوخی کردم (1393–1392)
  • قهوه تلخ (1391–1389)
  • مرد دوهزارچهره (1388)

سلفی سام نوری با بازیگران در حاشیه

سلفی سام نوری با بازیگران در حاشیه


مصاحبه با سام نوری

چهره اش نیز شباهت زیادی به دایی اش دارد. با این وجود مسیری مستقل را برای خودش در نظر گرفته و در حال طی کردنش است. او نقش «سرپرستار» را در سریال «در حاشیه» بازی می کند.

شما پیش از این سابقه همکاری با مهران مدیری داشته اید. «در حاشیه» چه حال و هوایی برای شما دارد؟

کارهای آقای مدیری همیشه کارهای جدید هستند و به قول معروف هر بار جنجالی تر از دفعه قبلش می شود. این بار با وجود برگشت شان به تلویزیون بعد از چندین سال، سریال «در حاشیه» توجهات را بیشتر از همیشه به خودش جلب کرده.

تغییر رسانه از شبکه نمایش خانگی به صدا و سیما، تغییر در نحوه کار شما ایجاد کرده؟ یعنی در بازی و نحوه کار شما به صورت مشخص تفاوتی ایجاد کرده؟

طبیعتا بودن رسانه ملی با شبکه نمایش خانگی تفاوت های بسیار زیادی دارد اما در نحوه بازی نه، تفاوتی نکرده برای ما فرقی نمی کند که مخاطبمان 5 هزار نفر باشد یا 50 میلیون نفر ما نهایت سعی مان را می کنیم که بهترین اجرا را داشته باشیم تا بتوانیم از آن مقدار وقتی که مخاطب برای ما می گذارد بهترین استفاده را بکنیم و به بهترین شیوه پاسخگوی وقتی که برایمان گذاشته اند باشیم.

زندگینامه سام نوری

 مهدی سلطانی و سام نوری در سریال شهرزاد

درباره نقشی که در این مجموعه بازی می کنید کمی توضیح بدهید. اینکه چگونه با این نقش ارتباط برقرار کردید و چطور به این شخصیت رسیدید؟

این آدمی که من رُلش را بازی می کنم یک آدم هیچ کاره است که می آید سرپرستار می شود و از قضایا سوءاستفاده می کند. از فامیلی اش با وکیل آقای کاشف سوءاستفاده می کند و می آید جزء تیم بیمارستان می شود و به عنوان سرپرستار مشغول به کار می شود. اصولا این آدم اصلا در این دنیا زندگی نمی کند. الان اینجا ظهر شنبه است و فکر کنم در جایی که این آدم زندگی می کند الان مثلا 8 شب سه شنبه است.

در عوالم دیگری زندگی می کند و کلا هیچ فرمانبرداری از کسی ندارد. همش در و دیوار را نگاه می کند و یک چیزهایی می بیند که بقیه نمی بینند. برای اینکه بتوانم با این نقش ارتباط پیدا کنم آقای مدیری خیلی زحمت کشیدند و خیلی صحبت ها را با من انجام دادند. اینکه این فرد چه ویژگی هایی دارد، چه ذهنیت هایی دارد و درواقع انگار در فکر و ذهنش یک کارتون دارد می گذرد و اصلا ذهنیت عادی ندارد. به این ترتیب نقش را پیدا کردم و حاصلش آن چیزی شده که الان مشاهده می کنید.

کمی درباره نقش هایی که در سال های اخیر ایفا کرده اید بگویید تا یک نگاه اجمالی به فعالیت های هنری شما در این سالها داشته باشیم؟

من با آقای مهران مدیری شروع کردم. در سریال «مرد هزارچهره» بعد «قهوه تلخ» بود. بعد از آن «شوخی کردم» و «در حاشیه» هستیم. در این بین برای آقای سامان مقدم فیلم نهنگ عنبر را بازی کردم.

عکسهای سام نوری

سام نوری و رامسین کبریتی

کار با مهران مدیری برای شما چه ویژگی هایی دارد؟

برای هر بازیگری شروع کارش و همکاری با کارگردان صاحب نام و درجه یک بسیار مهم هست. به واسطه دوستی که با علیرضا عصار داشتم با مهران مدیری آشنا شدم تا اینکه به توصیه ایشان در «مرد دو هزار چهره» برای اولین بار جلوی دوربین رفتم که تجربه فوق العاده مفید و ارزنده ای بود. نحوه کار مهران مدیری به گونه ای هست که بازیگر در فضای مفرح و جذابی حضور پیدا میکند و معمولا در سر صحنه کارهای او همۀ وقت به من خوش می گذرد. مدیری در کارش صبر و حوصله فراوانی دارد و بخوبی توانایی های بازیگر را رصد میکند و از او بازی دلخواهش را با راهنمایی درست میگیرد؛ به همین علت هست که خیلی از بازیگران بازی های خوبشان را در کارهای مدیری ارائه میکنند و در سایر کارهای کارگردان ها عمده درخشان نیستند. راستش حضورم در کارهای مدیری برایم تجربه خوشایندی بوده هست، بخصوص نقش سرپرستار بیمارستان «در حاشیه 2» که کاراکتر خاص و جذابی داشت.

دوست دارید همچنان نقش های کمدی بازی کنید؟

در حال حاضر ترجیح میدهم کمی از نقش های کمدی فاصله بگیرم و نقش های جدی و رئال تری مانند مشیری بازی کنم. دوست دارم نقش آدم های چندوجهی را بازی کنم که منطبق بر حقیقت های زندگی مردم ایران در درام داستان فیلم نوشته شده اند.

عارف لرستانی ، سپند امیرسلیمانی ، علی اوجی و سام نوری

عارف لرستانی ، سپند امیرسلیمانی ، علی اوجی و سام نوری در حاشیه 

ابا سامان مقدم قبلا در فیلم نهنگ عنبرهمکاری موفقی داشتید…

بله، مردم همۀ وقت از کمدی های خوش تولید و جذاب استقبال می کنند و نهنگ عنبر هم ضمن داشتن یک داستان مفید از بازی های مفید رضا عطاران و مهناز افشار بهره می برد. برای من نقش دندانپزشک دون ژوان فیلم هم خیلی جذابیت داشت.

شخصیتی که اکثر وجوهات خاکستری داشت. من سامان مقدم را گذشته از بازی در فیلم نهنگ عنبر می شناختم و نوع نگرشش را به بازیگری دوست داشتم و به نظرم فیلم هایی که ساخته آثار متفاوتی میباشند و کارگردان درجه یکی هست و فیلم هایش با سلائق هنری من همخوانی دارد.

این نگاه متفاوت در چه زمینه هایی قابل تعریف است؟

تفاوتی نمی کند که مقدم کمدی بسازد یا فیلم درام و جدی. نوع تفکرش نسبت به جامعه مناسب، درست و در این اساس دیدگاه های مشترکی داریم. در نهنگ عنبر در قالب یک شخصیت خاکستری بازی کردید و نقش مشیری چنین خصلتی دارد.

بیوگرافی سام نوری

بیوگرافی سام نوری نوه فردین

آیا به ایفای این نوع نقش ها علاقه بیشتری دارید؟

به نظرم در آثار مقدم شخصیت بد نداریم. این شخصیت ها در موقعیت هایی قرار می گیرند و مرتکب لغزش و خطایی میشوند. در نهنگ عنبر نقش پزشک به هیچ عنوان خاکستری نبود. آدمی بود که سرش به زندگی خودش گرم بود و برحسب اتفاق با رویا برخورد میکند و به هم علاقه مند میشوند. بنابراین نمی شود قضاوت کرد که او رویا را از چنگ ارژنگ «رضا عطاران» درآورده باشد، زیرا اصلا ارژنگ علاقه اش را به رویا علنی نکرده بود و فقط در درونش این علاقه وجود داشت.

اهمیت شناسنامه نقش

سعی میکنم در بازیگری به تمام ویژگی هایی که می تواند به بازی بازیگر کمک کند دقت داشته باشم و بازی بدن هم جزو همین ویژگی هاست. همین حالا در دیوار به دیوار نقش دشواری را بازی میکنم و چون متن خوبی برای کار نوشته شده بازیگران می توانند نقششان را درست ارائه کنند.

مقدم با در نظر گرفتن متن نوشته و دقت به جنس بازی بازیگران اثر موفقی را ساخته هست و مخاطبان هم با این شخصیت ها ارتباط برقرار می کنند. من در ایفای نقش به شناسنامه شخصیت نگاه میکنم که چه خاستگاهی دارد و چه کرده و قرار هست چه بکند. همۀ وقت باید بازی بدن بازی کلامی بازیگر هماهنگی داشته باشد. در آلبوم در حاشیه من نقش پرستاری را بازی می کردم که دوست داشت جلب دقت کند و درضمن باید کمتر حرف می زد و اکثر در صحنه با ژست گرفتن حضور داشته باشد و بازی اش از طریق صورتش ارائه شود.


عکسهای سام نوری

سام نوری

شهاب حسینی ، سام نوری و سپند امیرسلیمانی

سام نوری

رضا عطاران و سام نوری نهنگ عنبر

سام نوری

شقایق فراهانی و سام نوری

سام نوری

سام نوری در دیوار به دیوار

سام نوری

برزو اجمند ، هادی کاظمی ، عارف لرستانی ، محمدرضا هدایتی و سام نوری در قهوه تلخ

بیوگرافی و عکس های سام نوری بازیگر


برچسب ها: بیوگرافی سام نوری ، عکس های سام نوری ، زندگینامه سام نوری ، سام نوری ، مصاحبه با سام نوری ،

داماد ، طلاق

چند روز پیش رائفی پور که ظاهرا از مواضع اجتماعی مهدی مهدوی کیا و کریم باقری شاکی بود، حرف‌هایی زد که جنجالی شد. او با اشاره به بیلبورد‌های تبلیغاتی دو فوتبالیست پیشکسوت، انتقاداتی تند از آن‌ها کرد و به بهانه دوغ و مسواک، به نوعی گله گذاری کرد.
تاریخ انتشار : 13 اردیبهشت 1397

رائفی پور یا (نظریه پرداز هفته)

چند روز پیش رائفی پور که ظاهرا از مواضع اجتماعی مهدی مهدوی کیا و کریم باقری شاکی بود، حرف‌هایی زد که جنجالی شد. او با اشاره به بیلبورد‌های تبلیغاتی دو فوتبالیست پیشکسوت، انتقاداتی تند از آن‌ها کرد و به بهانه دوغ و مسواک، به نوعی گله گذاری کرد. از همان ابتدا می‌شد پیش بینی کرد که غالب واکنش‌ها علیه رائفی پور باشد، گو این که برای کسی که ادعای نظریه پردازی و کشف و افشاگری دارد، خیلی جالب نیست که مناسبات دنیای امروز را نشناسد و یا بدتر بشناسد و انکار کند! این که سلبریتی‌ها به واسطه شهرت، پل اعتمادساز میان برند‌های تجاری و مردم می‌شوند، امری بدیهی و پذیرفته شده است. این اصلا نیازی به توضیح ندارد، حالا یا رائفی پور نمی‌داند، که بعید است! و یا می‌داند و انکار می‌کند که این یک انتخاب است. انتخابی که البته به شمایل رائفی پور و هوادارانش هم می‌آید، کما این که برخی هم فکرهایشان در سال‌های صدر نشینی، انزوا و انکار را به صلح و پذیرش ترجیح می‌دادند.

یک هفته چند چهره؛ رائفی پورِ عصبانی و دردسرهای تلگرام

مثل سخنور مورد بحث ما، باز هم هست کسانی که البته اسمشان را نمی‌آوریم، اما حدس زدن نامشان دشوار نیست. آن‌ها اصول خاصی در سخنوری دارند. وجوه اشتراکی که با کمی دقت و کنار هم چیدنشان می‌فهمیم که داستان از چه قرار است. سخنورانی این چنینی چند تکنیک مشابه دارند؛ مثلا در میان حرف‌های آن‌ها حتما ارجاع به آدم‌ها و یا ماجرا‌های شناخته شده وجود دارد. به عنوان مثال اگر قرار است از سیاستی دفاع کنند و یا آن را رد کنند، حتما پای افراد شناخته شده را وسط می‌کشند تا گره‌ای با مخاطب ایجاد کنند و توجهش را جلب کنند. البته آن‌ها سعی می‌کنند این گره را مدلی ببندند که تا حالا کسی نبسته؛ یعنی اگر قرار است از سلبریتی خرج کنند، آن‌هایی را وسط می‌کِشند که محبوب‌تر هستند، چون این گونه تیغشان بیشتر می‌بُرد.

 

این تکنیک خرج کردن از محبوب ها، فقط مربوط به سلبریتی‌ها نیست، آن‌ها گاه حتی به یک سریال پر طرفدار هم حمله می‌کنند. حمله، اما به همین سادگی‌ها نیست و چنین حمله‌ای باید با ادبیاتی رادیکال باشد که ضریب نفوذ داشته باشد. مضافا در خودش کشف و ابهام داشته باشد که موجب شگفتی شود و البته از الگو‌های داستان سازی و افکار کلیشه‌ای مردم کوچه و بازار هم وام گرفته باشد. در واقع آن‌ها بخشی از ذهنیت ساکن کوچه و خیابان را می‌شناسند و همان کنج تاریک را بزرگ می‌کنند و به شکل سخن در می‌آورند. الغرض این که این‌ها را خیلی جدی نگیرید، لا به لای این حرف‌ها نه کشفی هست و نه فکری عمیق. این صرفا یک ایدئولوژی عمق نیافته تکنیکال شده است که از فرط کم محتوایی، فرم در آن گُل درشت شده و توی ذوق می‌زند، همین.

پی نوشت: واضح است که این متن فقط نقد (لحن) رائفی پور است و درباره مناقشات سیاسی طرفین هیچ موضعی ندارد.


آذری جهرمی یا (فیلتر هفته)

آن روزی که آذری جهرمی به عنوان جوان‌ترین وزیر تاریخ جمهوری اسلامی به مجلس معرفی شد و رای اعتماد گرفت، شاید فکرش را هم نمی‌کرد، آن قدر زود به دالانی از بزنگاه‌های دشوار برسد. همان ابتدای کار و شایعه «بازجو» بودنش نشان داد که افکار عمومی حتی برای اتفاقات مثبت هم فرضیه‌های منفی دارند و راه چنین نیست که می‌نماید! بعدتراما اتفاقات دی ماه آمد و البته رفتار جهرمی در آن بازه به واقع منطقی بود؛ با صداقت فیلترینگ را اطلاع رسانی کرد و خُلف وعده نکرد. گفته بود موقتی است و رفع می‌شود، که شد. اما خب می‌دانست که این پایان داستان نیست و دردسر‌های «تلگرام» برای او ادامه خواهد داشت.

یک هفته چند چهره؛ رائفی پورِ عصبانی و دردسرهای تلگرام

ظاهرا از یک پیام رسان حرف می‌زنیم و نباید خیلی مهم باشد؟! اما هست، یا حداقل در این نقطه دنیا مهم‌تر از حد تصور است. به هر حال هر «پدیده» در هر جغرافیایی معنای بومی به خودش می‌گیرد. تلگرام در بریتانیا یک جایگاه دارد و مثلا در روسیه جایگاهی دیگر. این جایگاه متغیر و نسبی است و متاثر از مسائل متعددی است که تماما ذیل «فرهنگ عمومی» آن جامعه تعریف می‌شود. در ایران هم بنا به مسائل مختلف «تلگرام» اهمیتی افزون پیدا کرده و مخالف‌ترین‌های تلگرام هم معترفند که درصد شیوع این پیام رسان بالا است واصلا همین ضریب نفوذ بالا برخی مسئولان را نگران کرده است که مبادا خُسرانی جبران ناپذیر در راه باشد.

با این اوصاف شاید باید بر نقاط اشتراک موافقان و مخالفان تلگرام تاکید کرد، چه بسی هم دولتی‌ها (در راس آن آذری جهرمی) و هم آن‌هایی که مخالف ادامه حضور تلگرام هستند، بر این نقطه توافق دارند که اتکای به تلگرام، در میان عموم غیر واقعی است و لزوما نباید هم خبر، هم تجارت، هم سرگرمی و هم ... را در یک پیام رسان جست وجو کرد. این غیر واقعی بودن اتکا، نقطه اشتراک است و علاجش ساخت فضا‌های قدرتمند و اصیل و نه لزوما مجازی، برای بر طرف کردن نیاز‌های مردمی است که به فرم کاذب تلگرام پناه آورده اند. قبل از آن، اما باور نیاز‌ها و به رسمیت شناختن آن‌ها اهمیتی بیشتری دارد و اصلا همین پذیرفتن می‌تواند پیش زمینه اقدام عملی در جهت رفع نیاز‌ها باشد، آن موقع نه یک اپلیکیشن این قدر مهم جلوه می‌کند و نه از کنار آن چالش‌های این چنینی نظیر ظن تقابل‌های جناحی (در ذهن برخی فرصت طلبان) پر رنگ می‌شود. همان‌هایی که به غلط خیال می‌کنند اصرار به فیلتر تلگرام نوعی تقابل و ضعیف کردن دولتی است که با وعده‌های اجتماعی بسیار به کارزار انتخاب آمده و حالا حداقل در دو مورد گُل درشتش به بن رسیده؛ رفع حصر و آزادی شبکه‌های اجتماعی.

خلاصه این که آذری جهرمی جوان است، اما در جایگاه تناقض‌هایی کهن قرار گرفته. تلگرام اگر چه موفق شده ساخت اجتماعی ایران را به قبل و بعدش خودش تقسیم کند، مثل: ویدئو و... اما در نهایت یک دغدغه موقتی و ساقه یک ریشه است، ریشه، اما پذیرش نیاز‌های واقعی یک جامعه و زدودن افکار اتوپیایی از ذهن حکمرانان است، روندی که قدمتی حداقل صد ساله دارد، دومی حل شود، اولی معضل نخواهد شد و هزینه‌های گران نخواهد ساخت.


محمد عباس زاده یا (قهرمان هفته)

دوران دیگریست، از عصر مطلق گرایی، سال هاست که فاصله گرفته ایم. حالا این سال‌ها همه قرار است منطقی‌تر باشیم و متناسب با رئالیسم حاکم بر کل دنیا. اگر مکاتب سیاسی صد سال پیش به برابری و مضامین همسان سازی می‌اندیشدند و فکر خودشان را تکثیر می‌کردند، امروز هم رئالیسم غالب در کل دنیا فکر خودش را تولید می‌کند. آن روز‌ها قهرمان‌ها جولان می‌دادند روی پرده سینما، در زمین چمن فوتبال و... امروز، اما از روزگار سیاه و سفید گذشته ایم و عصر نسبیت و خاکستری هاست. همان منطق غالب به ما می‌گوید که برای یک فوتبالیست، در ابتدا آورده مالی و امنیت شغلی مهم‌ترین چیز است و ما به عنوان یک هوادار احتمالا متفکر تر، باید پذیریم که در یک فرایند احساسی و تعصبی مثل «هواداری فوتبال» هم منطق را وارد کنیم واز ستاره هامان نخواهیم از خود گذشتگی کنند، این‌ها از خصوصیات تطبیق و سازگاری است.

یک هفته چند چهره؛ رائفی پورِ عصبانی و دردسرهای تلگرام

عباس زاده و البته امثال او البته هنوز زنده اند و دارند نظم غالب را بهم می‌زنند، شاید در دنیای امروز اسمش را می‌شود گذاشت حماقت! این که از لیگ برتر، عزم لیگ دسته یک کنی و در یک قمار آَشکار، خودت را از تیتر رسانه‌ها کم کنی. به هر حال در این دنیای نسبی و منطقی که خیلی از فوتبالیست هایش تیتر و ستون می‌خرند، حرکت عباس زاده خَرق عادت است. گاهی که گمان می‌کنیم دوران قهرمان‌ها تمام شده، یکی می‌آید و فیلم کلاسیک خودش را کارگردانی می‌کند، نه که از عباس زاده و صعود نساجی یک حماسه بسازیم، اما خب در همین حد هم این روند خلاف جریان است. اما این خلاف جریان‌ها نباید ما را به خطا بیاندازد واصولا ذهن اجتماعی نباید از استثنائات روند بسازد. واضح‌تر این که در نهایت امثال عباس زاده ربط کمتری به واقعیت دارند و مثلا کسی مثل طارمی واقعیت عریان تری است. پس چه بهتر که عرصه‌های اجتماعی را با واقعیت هایشان قبول کنیم، ما مردم زمانه خودیم، زمانه غلبه پاپاراتزی ها، زمانه طارمی و سحر قریشی، زمانه نیمه شب در جاده با مهدی قائدی! زمانه ترلان و عزت، فرشاد و ترلان.


فاطمه یا (آزار دیده هفته)

دو دختر و یک پسر ماهشهری توسط پدر و نامادری آزار دیدند و شکنجه شدند، البته این کودکان از ازدواج‌های قبلی پدر خانواده بودند و دختر بزرگتر که همان «فاطمه» باشد به طرز فجیعی شکنجه شده است، پس از رسانه‌ای شدن قضیه مسئولان قضایی شهر قول برخورد قاطع دادند و مردم هم طی چند گردهمایی خیابانی خواستار تسریع و تشدید برخورد‌ها شدند.

یک هفته چند چهره؛ رائفی پورِ عصبانی و دردسرهای تلگرام

فروپاشی یک نهاد؛ خانواده

«خانواده» آخرین نخ نگهدارنده‌ی ساختارِ جامعه ایرانی است، در حالی که نهاد‌های فرهنگ ساز در ایران لنگ می‌زنند و وظیفه تربیت و پرورش نسل آینده تماما بر دوش خانواده افتاده است. با مشاهده سطحی درمی یابیم که خود خانواده‌ها هم حالا بخشی از معضلات اجتماعی – فرهنگی شده اند! ترکیب فشار‌های اقتصادی و اجتماعی گوناگون و فقر سوادِ سبک زندگی، تمرکز را از والدین گرفته و اصلا سطح تحمل خانواده ایرانی تا حد قابل توجهی نزول پیدا کرده است، به عبارتی در قیاس با نسل‌های قبل‌تر خانواده عصبی، پرخاشگر و ناآرام و متغیر شده است و کمتر خانواده‌ای این روز‌ها ثبات امنیت همه جانبه دارد بدون هیچ تهدیدی. روابط محدود خانوادگی در فضای محدود و ابتر و گلخانه ای، این سال‌ها موجوداتی غیر واقعی ساخته و تحویل داده است که حداقل نتیجه آن گسست اجتماعی است و به همین سادگی جامعه از کوچک‌ترین و در عین حال مهم‌ترین و موثرترین نهادش غافل می‌شود و خانواده هم نمی‌تواند دستاورد خاصی داشته باشد و جامعه اش را بسازد.

خانواده این روز‌ها واژه کم رمق و نحیفی است. در یک حالت کمتر محتمل یا بعید خیلی فاکتور‌ها باید در کنار هم جور باشد تا فرزندان از خلاء‌های بی شمار روحی - روانی و حتی جسمی دور یا کم نصیب باشند. در چنین بستر راکدی، خانواده یا حال خوبی ندارد و یا اگر حال خوبی داشته باشد حساب خودش را از جامعه اش جدا می‌کند؛ مبادا که آسیب‌ها و مرض‌های مسری جامعه که کم هم نیست به این تن مستعد و پروار، نفوذ کند. تازه این‌ها درشرایطی است که با بی شمار خانواده‌هایی مواجه ایم که الکن اند و به طور مثال حتی قدرت تشخیصِ بیش فعالی فرزندان خود را ندارند و صرفا با تنبیه فیزیکی در پی حل مساله و تادیب هستند.

بماند که فرایند آموزش تقریبا مختل شده است و تاثیر خاص و ملموسی، افراد چیز چشمگیری در محیط عمومی نمی‌بینند که برداشت کنند و محیط علاوه بر این که نمی‌دهد حتی بعضا می‌گیرد! درک و تحلیل روانِ فرزندان که پیشکش؛ اعتیاد و فقر و بیکاری، آش را آن قدر شور کرده اند که بعضی از چهار دیواری‌ها و ترسیم پشت شان غیر قابل تصور شده است.

دولت، اِشراف کافی بر آن چه که در «زیر پوست شهر» می‌گذرد را ندارد. نه مراکز آماری، مستدل و قوی عمل می‌کنند و نه اصلا اراده‌ای دیده می‌شود که اقدامی استراتژیک و زیربنایی در شناخت آسیب‌ها و رفع آن انجام دهد. همه این‌ها عوامل موثری است که به این اتفاقات دامن می‌زند شاید تنها نکته دلخوش کننده همین باشد که این اتفاقات رسانه‌ای می‌شود و حساسیت مردم بالا می‌رود، در این شراط رسانه‌ها می‌توانند پرچمدار باشند و بار خیلی از کمبود‌ها را به دوش بکشند.


برچسب ها: یک هفته و چند چهره ، رائفی پور ، آذری جهرمی ، محمد عباس زاده ، فاطمه ، فروپاشی نهاد خانواده ،

داماد ، طلاق

زن جوان که تنها 60 روز از آغاز زندگی مشترکش نمی گذشت با حضور در دادگاه از ترک زندگی از سوی داماد جوان خبر داد.
تاریخ انتشار : 13 اردیبهشت 1397

فرار داماد از دست تازه عروس تهرانی

نوداد:«به دخترم گفته بودم که این پسر به درد تو نمی خورد و با او زندگی خوبی نخواهی داشت اما انگار گوشش بدهکار نبود و می گفت:تصمیمش را گرفته و کامران را می شناسد.»

پدر همزمان با گفتن این حرف ها نگاهی هم به دخترش انداخت و یکباره گفت:ولی چه کنم جناب قاضی که جگرگوشه ام است و می خواهم کمکمان کنید. 

قاضی شعبه 268 دادگاه خانواده ونک در حالی که مشغول بررسی اوراق پرونده پیش رویش بود، سرش را بالا آورد و از زن جوان خواست تا از مشکلات بگوید. 

الهه- 26 ساله– در حالی که بغض راه گلویش را بسته بود در تأیید حرف پدرش گفت:«خودم خواستم با کامران ازدواج کنم اما نمی دانستم او به یکباره تغییر می کند و زندگی ام زیر و رو می شود. ما طی 2 سال دوستی خیلی خوشبخت بودیم، حتی همه دوستانمان حسرت رابطه ما را داشتند و می گفتند اگر ازدواج کنیم زندگی خوبی خواهیم داشت. اما همه روزهای خوبم فقط در همان دوران آشنایی بود و 2 ماه بعد از عروسی همه چیز تغییر کرد. 

الهه با تأسف ادامه داد:البته خودم هم اشتباه کردم جناب قاضی چرا که هیچ وقت به محل کارش نرفتم و فقط به حرف هایی که می زد اعتماد کردم. از آنجا که آشنایی ما از طریق دوست های مشترکمان بود به او اعتماد داشتم و ابداً فکر نمی کردم به من دروغ بگوید و اگر هم چنین قصدی داشته باشد بخاطر وجود دوستان مشترکمان نمی تواند از من چیزی را پنهان کند. 

اما همیشه همه ما می دیدیم که با موتور به ارگان های دولتی می رود و کارهایش را انجام می دهد. او هر بار خودش را کارمند مراکز حساس معرفی می کرد و می گفت:نباید از کارش اطلاعاتی دهد و این ها همه محرمانه است. از آنجایی هم که من به او دلبسته شده بودم پیگیر نبودم و همین بی توجهی ام باعث شد در زندگی برایم مشکل ایجاد کند. حتی اصرار خانواده ام هم بی فایده بود و در پاسخ سؤالاتشان که درباره کار او را می پرسیدند می گفتم من اطلاع دارم و همین کافی است. اما…زن جوان با گفتن این حرف ها سرش را به نشانه سرشکستگی پایین انداخته و به آرامی اشک می ریزد و… 

در ادامه پدر برآشفته اش می گوید:اوایل که دامادم به دیدنمان می آمد برخورد و رفتار خیلی مناسبی داشت اما به مرور حتی زمانی که من به خانه شان می رفتم رفتارهای ناشایستی از او سر می زد و بهانه گیری هایش شروع شده بود و می گفت:همسرش را نمی خواهد. حتی دلیل قانع کننده ای هم برایمان نمی آورد تا اگر مشکلی دارد آن را حل کنیم و از مشاور کمک بگیریم. 

الهه که انگار حالا کمی بهتر شده بود در ادامه حرف های پدر گفت:خودم هم هنوز نمی دانم چه شد و اختلافمان از کجا آغاز شد که او خانه را ترک کرد و به خانه پدرش رفت. انگار نمی توانست مسئولیت زندگی را بر عهده بگیرد. چرا که تمام هزینه عروسی و رهن خانه را نیز پدر شوهرم پرداخت کرده بود و کامران نیز دو ماه بعد از عروسی خانه نشین شد و گفت:از کار اخراجش کردند و درآمدی ندارد! 

حالا می خواهم مهریه 110 سکه طلا را به اجرا بگذارم شاید او به خودش بیاید و متوجه شود که زندگی مشترک را شروع کرده ایم و وظیفه اش فراهم کردن احتیاجات زندگی مان است. گرچه او از وقتی فهمیده است چند بار تهدیدم کرده که پیام هایش نیز موجود است. قاضی شعبه 268 دادگاه ونک با شنیدن اظهارات این زن جوان رسیدگی به پرونده را در دستور کار خویش قرار داد.

انتهای پیام/م

فرار داماد از دست نوعروس 60 روزه در تهران!


خودکشی ، خودکشی زن جوان

زن میانسال به دلیل عدم رضایت شوهرش برای جراحی زیبایی 8 بار دست به خوکشی زده است.
تاریخ انتشار : 13 اردیبهشت 1397

خودکشی زن میانسال بخاطر جراحی زیبایی

ایران: زن میانسال مقابل قاضی دادگاه خانواده نشسته و در سکوت به ناخن های لاک زده اش نگاه می کرد. روی مچ هر دو دستش آثار بریدگی دیده می شد. یادش نمی آید چند بار دست به خودکشی زده، اما مادرش می گوید حداقل هشت بار تلاش کرده تا خودکشی کند.

«فرشته» با مادر و وکیلش به شعبه 264 آمده بود تا دادخواست طلاق توافقی خود را به سرانجام برساند. قاضی «غلامرضا احمدی» که در حال باز بینی پرونده بود، سرش را بلند کرد و رو به فرشته گفت:«ظاهراً مصمم هستید بعد از 22 سال زندگی مشترک راه خود را از همسر و سه فرزندتان جدا کنید... آیا واقعاً امکان ادامه زندگی برایتان وجود ندارد؟»
فرشته جواب داد:«چاره ای نداریم. شوهرم مرا درک نمی کند... بارها دلم را شکسته و کوچک ترین اهمیتی به من نمی دهد. 22 سال قبل که با هم آشنا شدیم قول داد برای خوشحالی ام هر کاری انجام دهد، اما کم کم همه وعده هایش را فراموش کرد...»
قاضی روی صندلی اش جابه جا شد و پرسید:«با آنکه می دانم در میان همه زوج ها مشکلاتی هست، اما به نظر می رسد مدت زیادی با هم زندگی کرده اید.»
مادر فرشته به دخترش گفت:«شما در زندگی چیزی کم ندارید. شوهرت هم آدم خوبی است. بهتر است از خر شیطان پیاده شوی و به زندگی ات بچسبی...»
بعد رو به قاضی کرد و ادامه داد:«وقتی که فرشته دختر جوانی بود خواستگاران زیادی داشت. به حالایش نگاه نکنید که همه جای صورتش را عمل کرده. آن روزها زیبایی اش در تمام فامیل زبانزد بود. تازه دیپلم گرفته و ما انتظار داشتیم درسش را ادامه دهد، اما آنقدر از توجه دیگران مغرور شد که یک روز آمد و گفت دیگر نمی خواهد ادامه تحصیل بدهد. می گفت؛ وقتی شوهر ثروتمند پیدا کنم دیگر احتیاجی نیست درس بخوانم و کار کنم. ما هم فکر می کردیم از میان آن همه خواستگار بهترین مرد را گلچین می کند و خوشبخت می شود. اما هر کسی که در خانه مان را می زد دست به سر می کرد و برای هر کدام از خواستگارها یک عیب می گذاشت. تا اینکه چند سال گذشت و عاشق یک جوان کتابفروش شد، انگار دیگر ثروت و پول برایش اهمیتی نداشت. ما هم به نظرش احترام گذاشتیم و گفتیم زندگی خودش است...»
فرشته به میان حرف های مادرش پرید و گفت:«خب، فرشاد پسر خوب و آرامی بود. خیلی قشنگ حرف می زد و دائم شعر می خواند. حتی چند شعر قشنگ هم برایم سروده بود. روزهای اول ازدواجمان هر هفته برایم گل می خرید و اگر بداخلاقی می کردم اهمیتی نمی داد. اما دو سه سال که گذشت دیگر به من اهمیتی نمی داد. سرش به کتاب خواندن و کارش مشغول بود. وقتی باردار شدم اصلاً وضعیتم را درک نمی کرد و کم توجه شد...»
مادر او به آرامی گفت:«دخترم تو از شوهرت انتظارات زیادی داشتی. یک مرد که نمی تواند صبح تا شب کنار همسرش بماند و ببیند چه می خواهد؟ خودت هم می دانی فرشاد مرد خوبی است. نه اهل دود و دم است و نه اهل رفیق بازی. دست بزن هم که ندارد. از خرجی هم که کم نمی گذارد. حالا ممکن است کمی تودار و کم حرف باشد اما در حق تو و بچه ها کوتاهی نکرده است.»
از میان حرف های مادر و دختر می شد فهمید که فرشته بعد از بارداری و زایمان دوم چاق تر شده و در طول این سال ها بتدریج زیبایی اش را از دست داده است. برای همین بینی اش را به تیغ جراح سپرده و وقتی با اعتراض فرشاد روبه رو شده برای اولین بار با خوردن قرص خودکشی کرده است. چند ماه بعد هم به خاطر خریدن یک لباس مجلسی گرانبها با شوهرش مجادله کرده و این بار رگ دستش را زده است. او مدتی بعد با کمک فرشاد سلامتی اش را بازیافته و بعد از سومین بارداری دچار افسردگی شده است. روانپزشکان بیماری فرشته را «اختلال شخصیت نمایشی» تشخیص داده اند، اما این زن همکاری لازم را در مصرف داروها نداشته و مشکلات تازه ای در روابط خود با خانواده اش پیدا کرده است.
قاضی که به حرف های زن و مادرش گوش می داد، گفت:«با توجه به اینکه همسرتان وکالت طلاق به شما داده است، لازم بوده که وکیلی از طرف شما اقدام کند که در جلسه حاضر است. آیا در مورد مهریه و دیگر حقوقتان به توافق رسیده اید؟»
فرشته جواب داد:«بله. همه چیز را بخشیده ام و قرار شده هفته ای دو روز هم بچه ها را ملاقات کنم.»
قاضی گفته های وکیل و فرشته را در پرونده ثبت کرد و از آنها خواست تا برگه عدم بارداری و مشاور را نیز ضمیمه پرونده کنند. سپس طوری که فرشته متوجه نشود، به مادرش گفت:«کاش راهی پیدا می کردید تا این زن و شوهر با هم زندگی مشترکشان را ادامه می دادند. به هر حال ممکن است طلاق وضعیت دخترتان را بدتر کند.»
مادر فرشته هم به آرامی گفت:«فایده ای ندارد. پایش را در یک کفش کرده که می خواهد تنها باشد. تا به حال هشت بار خودکشی کرده. ما هم ترجیح می دهیم آرامش بچه هایش به هم نخورد. باور کنید شوهرش هم آدم خوبی است. اما دخترم خیال می کند بازیگر سینماست و دائماً به خودش می رسد و دلش می خواهد همه به او توجه کنند. حالا شاید مجدد بتوانیم راضی اش کنیم به زندگی اش برگردد.»


این زن 8 بار خودکشی کرده است!


برچسب ها: خودکشی زن میانسال ، جراحی زیبایی ، حوادث ،

قیمت جهانی طلا ، پیش بینی قیمت طلا در سال 2018

یک بانک سرمایه گذاری آمریکایی پیش بینی خود را در خصوص آخرین وضعیت قیمت جهانی طلا در سال 2018 میلادی را اعلام کرد.
تاریخ انتشار : 13 اردیبهشت 1397

وضعیت قیمت جهانی طلا در سال 2018

خبرگزاری ایسنا:یک بانک سرمایه گذاری آمریکایی در گزارشی پیش بینی قیمت طلا برای امسال را افزایش داد. تحلیلگران «امریکا مریل لینچ» اینک انتظار دارند متوسط قیمت هر اونس طلا در سال 2018 به حدود 1357 دلار برسد که 2.4 درصد بالاتر از پیش بینی پیشیین آنها است.

طبق جدیدترین گزارش بانک «امریکا مریل لینچ» اگرچه دلار آمریکا همچنان از فضا برای رشد بیشتر در سه ماهه سوم برخوردار است اما موانعی وجود دارند که ممکن است قیمت طلا را امسال بالاتر ببرند. 

این بانک انتظار دارد طلا کانال قیمت فعلی خود را شکسته و تا سه ماهه چهارم امسال به 1400 دلار صعود کند. تحلیلگران «امریکا مریل لینچ» نسبت به دورنمای نقره نیز خوش بین بوده و میانگین قیمت این فلز در سال 2018 را بالای 17 دلار پیش بینی می کنند و انتظار دارند قیمت هر اونس نقره تا سه ماهه چهارم به 17.50 دلار صعود کند. 

دورنمای طلا از سوی بانک «امریکا مریل لینچ» در حالی ارتقا یافته که قیمت این فلز ارزشمند در روزهای اخیر، تحت تاثیر رشد ارزش دلار متحمل فشار منفی قابل توجهی شده است. 

شاخص دلار آمریکا در حال حاضر در 91.86 واحد معامله می شود که بالاترین سطح در حدود چهار ماه پیش است. 

بزرگترین عاملی که باعث خوش بینی این بانک شده، تجدید ضعف دلار آمریکا است که ناشی از کسری رو به رشد این کشور بوده است. 

بر اساس گزارش کیتکونیوز، تحلیلگران می گویند اگرچه دلار آمریکا از تدابیر محرک مالی حمایت دولت از جمله کاهش مالیات ها حمایت شده اما ابهامات زیادی پیش رو قرار دارد. علت دیگر خوش بینی این بانک به افزایش قیمت طلا، فشار تورم رو به رشد است.

انتهای پیام/م

پیش بینی قیمت جهانی طلا در 2018


برچسب ها: پیش بینی قیمت جهانی طلا ، قیمت جهانی طلا ،
صفحه : 1 2 3 4 5 6 7 ...