خودکشی ، خودکشی زن جوان

زن میانسال به دلیل عدم رضایت شوهرش برای جراحی زیبایی 8 بار دست به خوکشی زده است.
تاریخ انتشار : 13 اردیبهشت 1397

خودکشی زن میانسال بخاطر جراحی زیبایی

ایران: زن میانسال مقابل قاضی دادگاه خانواده نشسته و در سکوت به ناخن های لاک زده اش نگاه می کرد. روی مچ هر دو دستش آثار بریدگی دیده می شد. یادش نمی آید چند بار دست به خودکشی زده، اما مادرش می گوید حداقل هشت بار تلاش کرده تا خودکشی کند.

«فرشته» با مادر و وکیلش به شعبه 264 آمده بود تا دادخواست طلاق توافقی خود را به سرانجام برساند. قاضی «غلامرضا احمدی» که در حال باز بینی پرونده بود، سرش را بلند کرد و رو به فرشته گفت:«ظاهراً مصمم هستید بعد از 22 سال زندگی مشترک راه خود را از همسر و سه فرزندتان جدا کنید... آیا واقعاً امکان ادامه زندگی برایتان وجود ندارد؟»
فرشته جواب داد:«چاره ای نداریم. شوهرم مرا درک نمی کند... بارها دلم را شکسته و کوچک ترین اهمیتی به من نمی دهد. 22 سال قبل که با هم آشنا شدیم قول داد برای خوشحالی ام هر کاری انجام دهد، اما کم کم همه وعده هایش را فراموش کرد...»
قاضی روی صندلی اش جابه جا شد و پرسید:«با آنکه می دانم در میان همه زوج ها مشکلاتی هست، اما به نظر می رسد مدت زیادی با هم زندگی کرده اید.»
مادر فرشته به دخترش گفت:«شما در زندگی چیزی کم ندارید. شوهرت هم آدم خوبی است. بهتر است از خر شیطان پیاده شوی و به زندگی ات بچسبی...»
بعد رو به قاضی کرد و ادامه داد:«وقتی که فرشته دختر جوانی بود خواستگاران زیادی داشت. به حالایش نگاه نکنید که همه جای صورتش را عمل کرده. آن روزها زیبایی اش در تمام فامیل زبانزد بود. تازه دیپلم گرفته و ما انتظار داشتیم درسش را ادامه دهد، اما آنقدر از توجه دیگران مغرور شد که یک روز آمد و گفت دیگر نمی خواهد ادامه تحصیل بدهد. می گفت؛ وقتی شوهر ثروتمند پیدا کنم دیگر احتیاجی نیست درس بخوانم و کار کنم. ما هم فکر می کردیم از میان آن همه خواستگار بهترین مرد را گلچین می کند و خوشبخت می شود. اما هر کسی که در خانه مان را می زد دست به سر می کرد و برای هر کدام از خواستگارها یک عیب می گذاشت. تا اینکه چند سال گذشت و عاشق یک جوان کتابفروش شد، انگار دیگر ثروت و پول برایش اهمیتی نداشت. ما هم به نظرش احترام گذاشتیم و گفتیم زندگی خودش است...»
فرشته به میان حرف های مادرش پرید و گفت:«خب، فرشاد پسر خوب و آرامی بود. خیلی قشنگ حرف می زد و دائم شعر می خواند. حتی چند شعر قشنگ هم برایم سروده بود. روزهای اول ازدواجمان هر هفته برایم گل می خرید و اگر بداخلاقی می کردم اهمیتی نمی داد. اما دو سه سال که گذشت دیگر به من اهمیتی نمی داد. سرش به کتاب خواندن و کارش مشغول بود. وقتی باردار شدم اصلاً وضعیتم را درک نمی کرد و کم توجه شد...»
مادر او به آرامی گفت:«دخترم تو از شوهرت انتظارات زیادی داشتی. یک مرد که نمی تواند صبح تا شب کنار همسرش بماند و ببیند چه می خواهد؟ خودت هم می دانی فرشاد مرد خوبی است. نه اهل دود و دم است و نه اهل رفیق بازی. دست بزن هم که ندارد. از خرجی هم که کم نمی گذارد. حالا ممکن است کمی تودار و کم حرف باشد اما در حق تو و بچه ها کوتاهی نکرده است.»
از میان حرف های مادر و دختر می شد فهمید که فرشته بعد از بارداری و زایمان دوم چاق تر شده و در طول این سال ها بتدریج زیبایی اش را از دست داده است. برای همین بینی اش را به تیغ جراح سپرده و وقتی با اعتراض فرشاد روبه رو شده برای اولین بار با خوردن قرص خودکشی کرده است. چند ماه بعد هم به خاطر خریدن یک لباس مجلسی گرانبها با شوهرش مجادله کرده و این بار رگ دستش را زده است. او مدتی بعد با کمک فرشاد سلامتی اش را بازیافته و بعد از سومین بارداری دچار افسردگی شده است. روانپزشکان بیماری فرشته را «اختلال شخصیت نمایشی» تشخیص داده اند، اما این زن همکاری لازم را در مصرف داروها نداشته و مشکلات تازه ای در روابط خود با خانواده اش پیدا کرده است.
قاضی که به حرف های زن و مادرش گوش می داد، گفت:«با توجه به اینکه همسرتان وکالت طلاق به شما داده است، لازم بوده که وکیلی از طرف شما اقدام کند که در جلسه حاضر است. آیا در مورد مهریه و دیگر حقوقتان به توافق رسیده اید؟»
فرشته جواب داد:«بله. همه چیز را بخشیده ام و قرار شده هفته ای دو روز هم بچه ها را ملاقات کنم.»
قاضی گفته های وکیل و فرشته را در پرونده ثبت کرد و از آنها خواست تا برگه عدم بارداری و مشاور را نیز ضمیمه پرونده کنند. سپس طوری که فرشته متوجه نشود، به مادرش گفت:«کاش راهی پیدا می کردید تا این زن و شوهر با هم زندگی مشترکشان را ادامه می دادند. به هر حال ممکن است طلاق وضعیت دخترتان را بدتر کند.»
مادر فرشته هم به آرامی گفت:«فایده ای ندارد. پایش را در یک کفش کرده که می خواهد تنها باشد. تا به حال هشت بار خودکشی کرده. ما هم ترجیح می دهیم آرامش بچه هایش به هم نخورد. باور کنید شوهرش هم آدم خوبی است. اما دخترم خیال می کند بازیگر سینماست و دائماً به خودش می رسد و دلش می خواهد همه به او توجه کنند. حالا شاید مجدد بتوانیم راضی اش کنیم به زندگی اش برگردد.»


این زن 8 بار خودکشی کرده است!


برچسب ها: خودکشی زن میانسال ، جراحی زیبایی ، حوادث ،

مرگ زن ، مرگ زن هندی

زن بینوا که به دلیل مسمومیت دچار بدحالی شده بود توسط شوهرش از دنیا رفت ، مرد که با استفاده از روشی عجیب و خطرناک سعی داشت همسرش را درمان کند جان او را گرفت.

مردی که می خواست زنش را درمان کند موجب مرگ او شد

شوهر خرافاتی و بی عقل همسرش را در زیر کوهی از مدفوع قرار میدهد تا نیش زدگی مار در او درمان شود اما زن خیلی زود میمیرد ، این تکرار اخبار ناراحت کننده ای است که طی سال بارها در کشور هندوستان رخ می دهد.

مرگ زن هندی

مرگ زن هندی در زیر کوه مدفون گاو توسط شوهر بی عقلش

هندی ها می گوید :ما خیلی از رفتار ها و اعتقادات غیر منطقی برای خیلی چیز ها داریم-شکستن آینه،جوشیدن شیر،رد شدن گربه سیاه از کنارمان و غیره ،اخیرا خوابیدن زیر کوهی از مدفوع گاو برای درمان نیش زدگی مار نیز به این لیست اضافه شده است ؛ این مقدمه ای بود برای صحبت در مورد باور اشتباهی که جان زنی را که بر اثر نیش زدگی مار دچار مسمومیت شده بود را گرفت.
 
دوندر زن 35 ساله ای که در ناحیه بولاندشهر اوتار پرداش هنگامی که برای جمع کردن چوب به مزرعه رفت توسط مار گزیده شد و فورا به خانه رفت تا همسرش را از اتفاقی که افتاده مطلع سازد، همسرش هم به جای اینکه او رابه بیمارستان ببرند یعنی کاری که هر انسان عاقلی انجام میدهد ، مار را افسونگر نامیده و برای درمان زنش و خارج شدن زهر مار از بدنش او را زیر کوهی از مدفوع گاو خوابانده است به طوریکه تصویر آن را در ادامه این بخش از مشاهده می کنید. این اقدام عجیب او کافی بود تا زن بینوا در عرض چند دقیقه جان خود را از دست بدهد.
 
مدفون گاو

مرگ زن هندی در زیر کوه مدفون

مرگ تلخ زن بعد از انجام روش درمانی عجیب توسط شوهرش +عکس


برچسب ها: مرگ زن هندی ، حوادث ،

پسربچه ، پسربچه مشهدی

پسربچه مشهدی که به جای سوار شدن ماشین آژانس سوار خودرویی دیگر شده بود به طرز وحشیانه ای با ضربات چاقو و جسم سخت به قتل رسید.
تاریخ انتشار : 7 اردیبهشت 1397

جزئیات قتل پسربچه 10 ساله مشهدی و دستگیری قاتل

انتخاب: پسر بچه مشهدی با 21 ضربه چاقو مرد 27 ساله در مشهد از پای درآمد.

قاضی سیدجواد حسینی معاون دادستان مشهد شامگاه پنجشنبه گفت: دیروز ظهر این پسربچه در محدوده خیابان موسوی قوچانی مشهد هنگام رفتن به مدرسه یادش می آید که سرویس مدرسه چند روزی غیبت خواهد داشت به همین علت زنگ خانه را زده و از مادرش خواسته بود برای او آژانس بگیرد.

وی بیان کرد: بلافاصله پس از تماس با آژانس این دانش آموز سوار بر خودرو پراید محل را ترک کرده بود، مادر وی که به سرعت رسیدن آژانس مظنون شده بود طی تماس مجدد با تاکسی تلفنی متوجه شد که پسرش با خودرویی غیر از خودروی آژانس رفته است.

 قاضی حسینی ادامه داد : متاسفانه دیشب جسد این پسربچه در حوالی شهرک صنعتی شاندیز در محدوده ورزشگاه ثامن در حالیکه با 21 ضربه چاقو به بدن و یک ضربه تیشه به پیشانی به قتل رسیده بود، پیدا شد.

وی ادامه داد: رسیدگی به موضوع مربوط به دادستانی بینالود بود ولی با توجه به حساسیت حادثه و تاکید دادستان عمومی مرکز استان امروز رسیدگی به پرونده به صورت ویژه در دستور کار دادستانی و دایره ویژه جنایی مشهد قرار گرفت و تحقیقات به صورت شبانه روزی برای یافتن قاتل ادامه دارد.

قاتل کودک 10 ساله مشهدی دستگیر شد

ایسنا: فرمانده انتظامی خراسان رضوی از دستگیری عامل قتل هولناک دانش آموز 10 ساله مشهدی خبر داد. 

قادر کریمی اظهار کرد: با اعلام خبر گم شدن کودک 10 ساله در مشهد و با توجه به ارزش موضوع بیدرنگ دستورات لازم برای پی گیری فوری موضوع صادر و کار آگاهان مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی با هدایت های تخصصی مقام قضایی وارد عمل شدند. 

وی ادامه داد: کار آگاهان جنازه غرق به خون پسر بچه 10سالهرا که با ضربات چاقو و برخورد جسم سخت به سرش به شیوه وحشتناکی به قتل رسیده بود را کشف و تحقیقات علمی خود را ادامه دادند. 

فرمانده انتظامی خراسان رضوی گفت: با انجام اقدام های گسترده علمی و اطلاعاتی کارآگاهان مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی، عامل جنایت را که یک جوان 27 ساله است پس از 33ساعت شناسایی و شب قبل او را در نزدیکی محل سکونتش واقع در محدوده بلوار موسوی قوچانی که با خانه مقتول نیز فاصله چندانی ندارد در عملیاتی غافل گیرانه بازداشت کردند. 

کریمی افزود: تحقیقات کارآگاهان برای کشف انگیزه متهم از ارتکاب جنایت ادامه دارد.

جزئیات قتل دلخراش و وحشیانه پسربچه 10 ساله مشهدی + عکس


برچسب ها: قتل دلخراش ، پسربچه 10 ساله مشهدی ، حوادث ،

دختر بچه ، قتل دختر بچه

فرمانده انتظامی شهرستان آق قلا از قتل دختر بچه 5 ساله اهل یکی از روستاهای این شهرستان خبر داد.
تاریخ انتشار : 7 اردیبهشت 1397

جزئیات قتل دختر بچه خردسال آق قلایی

ایسنا: فرمانده انتظامی شهرستان آق قلا گفت: قاتل دختر بچه 5 ساله اهل یکی از روستاهای این شهرستان در کمتر از 2 ساعت بازداشت شد. 

سرهنگ مجید زائری اظهار کرد: بعد از ظهر  روز پنج شنبه ناپدید شدن دختر بچه ای 5 ساله به نام سلاله در روستای گری از توابع شهرستان آق قلا به پلیس اطلاع داده شد. 
وی افزود: فوراً جستجوی مامورین انتظامی برای یافتن دختر بچه آغاز شد و در کمتر از دو ساعت فردی 40 ساله در مراتع اطراف روستا شناسایی و بازداشت شد.
 
 
زائری با اشاره به پیدا شدن جنازه کودک در مراتع این شهرستان،  تصریح کرد: فرد بازداشت شده در اعترافات مقدماتی به بزه انتسابی معترف و برای سیر مراحل قانونی تحویل مراجع قضایی شد. 
فرمانده انتظامی شهرستان آق قلا اظهار کرد: علت اولیه قتل خفگی تشخیص داده شده است. جزئیات بیشتر درخصوص نحوه قتل پس از بررسی پزشک قانونی اعلام خواهد شد.
رامین نور قلی پور نماینده مردم غرب گلستان در مجلس شورای اسلامی در کانال تلگرامی خود در خصوص قتل این دختربچه نوشت: خبرها حاکی از آن است که فردی معتاد این دختر کوچک را ربوده و با بستن دست، پا و دهانش در خرابه ای رها کرده است. پس از مشکوک شدن و بازجویی و پیدا کردن محل آن دختر بچه معصوم، متأسفانه پلیس و خانواده وی با پیکر بی  جان او روبه رو شدند. 
قاتل سلاله سابقه شرارت داشت و مردم روستا از دستش عاصی بودند.
 
 پدر بزرگ سلاله هم  با اشاره به جزئیات پیدا شدن جنازه نوه اش، گفت: قاتل سلاله سابقه شرارت داشت و مردم روستا از دستش عاصی بودند. 
عبدالناصر گری اظهار کرد: ساعت 11 و نیم صبح  روز پنج شنبه متوجه شدیم که سلاله گم شده و خبری از آن نیست. 
وی افزود: بلافاصله با در جریان گذاشتن پلیس و جستجو کردن، فردی که به او مشکوک بودیم را پس از چهار ساعت پیدا کردیم. 
پدربزرگ سلاله با اشاره به اینکه قاتل سابقه شرارت نیز داشته است، تصریح کرد: تمام افراد منطقه از دست این فرد عاصی بودند. ما سریع به فکر افتادیم که حتما کار آن باشد و این باعث شد تا به او شک کنیم. 
گری ادامه داد: قاتل پس از ربودن سلاله، او را به یکی از انبارهای منطقه منتقل کرد و دست و پایش را بست و سلاله به دلیل خفگی جانش را از دست داد.

برچسب ها: قتل دختر بچه ، حوادث ، شهرستان آق قلا ،